پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

116

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

ولى كيمون راه ديگرى پيش گرفت و آن اينكه هرگز كسى را به كارى ناگزير نگرداند و اگر كسى خواست از سپاهيگرى آزاد باشد در عوض پول بپردازد و كشتى جنگى تهى از جنگجويان گسيل دارد و بدينسان همدستان يونانى را آزاد گذاشت كه به خانه‌نشينى و تن‌آسانى بگرايند يا به كار و پيشه خاص خودشان بپردازند . ايشان در نتيجه اين كار مهارت سپاهيگرى را از دست هشته بازرگانان يا بزرگران بىدست و پايى گرديدند . در حالى كه كيمون از اين سوى هميشه مواظب بود كه آتنيان بر مهارت سپاهيگرى خود بيفزايند و پياپى آنان را در كشتيهاى جنگى مىنشاند و در لشكركشيهاى خود همراه برده هر چه ورزيده‌تر مىگردانيد و همواره بر بيشى زور و ابزار خود مىكوشيد و خود نتيجه اين تدبيرهاى او بود كه آتنيان رشته اختيار ديگران را به دست آوردند و از آنان باج مىگرفتند . سپس كم‌كم يونانيان از آتنيان مىترسيدند و خود را ناگزير مىديدند كه در برابر ايشان چاپلوسى و فروتنى آشكار گردانند و اين زمان نه همدستان و هم‌پيمانان آتن بلكه خود باجگزاران و بندگان ايشان شمرده مىشدند . آن سختى كه كيمون به ايرانيان داد و آنان را از غرورى كه داشتند بيرون آورد كس ديگرى نداده بود . چه او به اين خرسند نبود كه يونان از دست ايرانيان رها باشد و آزاد زيد ، بلكه دنبال ايرانيان را گرفته پيش از آنكه بتوانند اندكى از رنج جنگ بياسايند و يا نفسى آسوده بكشند به سختگيرى پرداخت و پياپى آباديهايى را ويرانه مىساخت و شهرهايى را با زور مىگشاد و كسانى را به شورش برمىانگيخت و ياورى به ايشان مىنمود . بدين تدبيرها در اندك زمانى آسيا را از ايونا تا پامفيليا از ايرانيان بپيراست كه ديگر سپاهى از ايران در آنجاها نبود . چون خبر براى او آوردند كه دسته‌اى از سركردگان پادشاه در كنار پامفيليا آماده و آراسته با سپاهيانى در خشكى و كشتيهاى زره‌پوشى در دريا انتظار رسيدن او را دارند كيمون بر آن سر شد كه سراسر دريا از آن يونانيان باشد و خود كارى را كند كه از آن پس جزيره‌هاى